همه چیز درباره فعل avoir در زبان فرانسه

منتشرشده در ۲۹ مرداد ۱۴۰۵

همه چیز درباره فعل avoir در زبان فرانسه

فعل avoir یکی از مهم‌ترین و پرکاربردترین فعل‌های زبان فرانسه است. این فعل در ساده‌ترین کاربرد خود به معنای «داشتن» است، اما کاربرد آن فقط به مالکیت محدود نمی‌شود. فرانسوی‌زبان‌ها برای بیان سن، گرسنگی، تشنگی، سرما، گرما، ترس، درد، نیاز، تمایل، شانس و بسیاری از حالت‌های دیگر نیز از avoir استفاده می‌کنند.

از طرف دیگر، avoir یکی از دو فعل کمکی اصلی زبان فرانسه است و برای ساختن زمان‌های مرکب بیشتر فعل‌ها، از جمله زمان گذشتهٔ passé composé، به کار می‌رود. به همین دلیل، بدون یادگیری درست این فعل نمی‌توان جمله‌های ساده و روزمره یا ساختارهای پیشرفته‌تر فرانسوی را به‌درستی ساخت.

در این مطلب، صرف avoir در زمان‌های مهم، تلفظ، منفی و پرسشی، کاربردهای روزمره، عبارت‌های ثابت، نقش فعل کمکی، تطابق اسم مفعول، ساختار il y a، ضمیر en و اشتباه‌های رایج را قدم‌به‌قدم یاد می‌گیریم.

فعل avoir یعنی چه؟

مصدر avoir در حالت کلی به معنای «داشتن» است و تلفظ آن به‌شکل /a.vwaʁ/ نوشته می‌شود. تلفظ تقریبی آن برای فارسی‌زبانان «اَوواغ» است؛ البته صدای r فرانسوی معادل دقیق فارسی ندارد.

avoir دو نقش اصلی دارد:

فعل اصلی: در این حالت، خودش معنی مستقلی مانند داشتن، برخوردار بودن، تجربه کردن یا دریافت کردن دارد.

فعل کمکی: در این حالت همراه اسم مفعول یک فعل دیگر می‌آید و زمان‌های مرکب را می‌سازد؛ مانند J’ai travaillé به معنای «کار کرده‌ام» یا «کار کردم».

avoir یک فعل بی‌قاعده از گروه سوم است. بنابراین نمی‌توان صرف آن را مانند فعل‌های باقاعده فقط با یک الگوی عمومی ساخت و باید شکل‌های اصلی آن را به خاطر سپرد.

صرف avoir در زمان حال

زمان حال یا présent de l’indicatif پرکاربردترین شکل avoir است.

ضمیر

صرف مثبت

تلفظ

صرف منفی

je

j’ai

/ʒe/

je n’ai pas

tu

tu as

/ty a/

tu n’as pas

il/elle/on

il a

/il a/

il n’a pas

nous

nous avons

/nu.za.vɔ̃/

nous n’avons pas

vous

vous avez

/vu.za.ve/

vous n’avez pas

ils/elles

ils ont

/il.zɔ̃/

ils n’ont pas

کاربرد avoir برای بیان مالکیت

معروف‌ترین کاربرد avoir بیان مالکیت یا داشتن چیزی است. این مالکیت می‌تواند مربوط به اشیا، پول، زمان، ویژگی‌ها، روابط خانوادگی یا حتی یک مسئله و مسئولیت باشد.

J’ai un nouvel ordinateur.
Tu as une très belle voix.
Il a deux enfants.
Nous avons assez de temps.
Elles ont une question importante.

من یک کامپیوتر جدید دارم.
تو صدای بسیار زیبایی داری.
او دو فرزند دارد.
ما به‌اندازهٔ کافی وقت داریم.
آن‌ها یک سؤال مهم دارند.

کاربرد avoir برای بیان سن

برای گفتن سن از avoir استفاده می‌شود. فرانسوی‌زبان‌ها به‌صورت تحت‌اللفظی نمی‌گویند «من بیست‌ساله هستم»، بلکه می‌گویند «من بیست سال دارم».

الگوی بیان سن چنین است:

فاعل + avoir + عدد + an/ans

برای یک سال از un an و برای سن بیشتر از یک از ans استفاده می‌شود.

J’ai vingt-cinq ans.
Mon fils a un an.
Quel âge as-tu ?
Cette maison a plus de cent ans.
Nous avons le même âge.

من بیست‌وپنج سال دارم.
پسرم یک سال دارد.
چند سال داری؟
این خانه بیش از صد سال قدمت دارد.
ما هم‌سن هستیم.

استفاده از être برای بیان سن اشتباه است. بنابراین Je suis vingt-cinq ans نادرست و J’ai vingt-cinq ans درست است.

برای بیان سن از an/ans استفاده می‌کنیم، نه année/années. بنابراین شکل طبیعی جمله J’ai vingt ans است، نه J’ai vingt années.

احساس‌ها و حالت‌های جسمی با avoir

  • بسیاری از حالت‌هایی که در فارسی با «بودن» و در انگلیسی با صفت بیان می‌شوند، در فرانسوی با avoir و یک اسم می‌آیند.

  • avoir faim: گرسنه بودن

  • avoir soif: تشنه بودن

  • avoir chaud: گرمش بودن

  • avoir froid: سردش بودن

  • avoir sommeil: خواب‌آلود بودن

  • avoir de la fièvre: تب داشتن

  • avoir la nausée: حالت تهوع داشتن

  • avoir le vertige: سرگیجه داشتن

  • avoir la grippe: آنفلوآنزا داشتن

  • avoir un rhume: سرماخورده بودن

چند مثال:

J’ai faim depuis ce matin.
Tu as soif après le sport.
Elle a froid sans son manteau.
Nous avons sommeil après ce long voyage.
Le bébé a de la fièvre.

من از صبح گرسنه‌ام.
تو بعد از ورزش تشنه‌ای.
او بدون پالتویش سردش است.
ما بعد از این سفر طولانی خوابمان می‌آید.
نوزاد تب دارد.

بیان احساسات و وضعیت‌های ذهنی

avoir برای بیان برخی احساسات، واکنش‌ها و حالت‌های ذهنی نیز استفاده می‌شود.

  • avoir peur de: از چیزی یا کسی ترسیدن

  • avoir honte de: از چیزی خجالت کشیدن

  • avoir confiance en: به کسی یا چیزی اعتماد داشتن

  • avoir un doute: تردید داشتن

  • avoir l’impression de: احساس یا تصور کردن

  • avoir de l’espoir: امید داشتن

  • avoir du courage: شجاعت داشتن

  • avoir de la patience: صبر داشتن

چند مثال:

J’ai peur des chiens.
Tu as confiance en ton médecin.
Elle a honte de son comportement.
Nous avons l’impression d’être perdus.
Ils ont encore de l’espoir.

من از سگ‌ها می‌ترسم.
تو به پزشکت اعتماد داری.
او از رفتارش خجالت می‌کشد.
ما احساس می‌کنیم گم شده‌ایم.
آن‌ها هنوز امید دارند.

بیان نیاز، خواسته و اشتیاق

این سه ساختار در مکالمهٔ روزمره بسیار مهم‌اند.

avoir besoin de

این ساختار به معنای «نیاز داشتن به» است و پس از آن اسم یا مصدر می‌آید.

avoir envie de

این ساختار برای بیان تمایل و خواسته استفاده می‌شود. در بسیاری از موقعیت‌ها لحن آن از vouloir نرم‌تر است.

avoir hâte de

این عبارت یعنی با اشتیاق منتظر چیزی بودن یا «برای انجام کاری لحظه‌شماری کردن». با وجود اینکه hâte به‌تنهایی با مفهوم عجله ارتباط دارد، avoir hâte de معمولاً به معنای «بی‌صبرانه منتظر بودن» است.

چند مثال:

J’ai besoin de quelques minutes.
Tu as besoin de te reposer.
Elle a envie de voyager seule.
Nous avons envie d’un café.
Ils ont hâte de vous revoir.

من به چند دقیقه زمان نیاز دارم.
تو نیاز داری استراحت کنی.
او دلش می‌خواهد تنها سفر کند.
ما هوس یک قهوه کرده‌ایم.
آن‌ها برای دوباره دیدن شما لحظه‌شماری می‌کنند.

برای صحبت دربارهٔ تعطیلات، J’ai hâte d’être en vacances یا J’ai hâte de partir en vacances طبیعی‌تر از J’ai hâte des vacances است.

بیان درد با avoir mal

برای بیان درد معمولاً از avoir mal à استفاده می‌کنیم. حرف اضافه با توجه به اسم عضو بدن تغییر می‌کند:

à + la = à la
à + le = au
à + les = aux

برخی از موارد بیان درد:

  • avoir mal à la tête: سردرد داشتن

  • avoir mal à la gorge: گلودرد داشتن

  • avoir mal au dos: کمردرد یا پشت‌درد داشتن

  • avoir mal au ventre: دل‌درد داشتن

  • avoir mal aux dents: دندان‌درد داشتن

  • avoir mal à l’épaule: درد شانه داشتن

چند مثال:

J’ai mal à la tête depuis hier.
Tu as mal au dos après le travail.
Elle a mal à l’estomac.
Nous avons mal aux jambes.
Vous avez mal où ?

من از دیروز سردرد دارم.
تو بعد از کار کمرت درد می‌کند.
او معده‌درد دارد.
پاهایمان درد می‌کنند.
کجایتان درد می‌کند؟

être malade به معنای «بیمار بودن» است، اما avoir mal به وجود درد در قسمت مشخصی از بدن اشاره می‌کند.

توصیف ظاهر و ویژگی‌ها

برای بیان برخی ویژگی‌های ظاهری نیز از avoir استفاده می‌شود. در این ساختارها معمولاً عضو یا ویژگی با حرف تعریف معین می‌آید؛ مانند avoir les yeux bleus و avoir les cheveux courts.

چند مثال:

J’ai les yeux marron.
Tu as les cheveux bouclés.
Il a une barbe noire.
Elle a un joli sourire.
Ils ont l’air fatigués.

من چشم‌های قهوه‌ای دارم.
تو موهای فر داری.
او ریش سیاه دارد.
او لبخند زیبایی دارد.
آن‌ها خسته به نظر می‌رسند.

ساختار avoir l’air

به نظر رسیدن با صفت

avoir l’air + adjectif

این ساختار به معنای «به نظر رسیدن» است. وقتی صفت وضعیت کلی فاعل را توصیف می‌کند، معمولاً با فاعل هماهنگ می‌شود.

Elle a l’air contente.
Ils ont l’air sérieux.

او خوشحال به نظر می‌رسد.
آن‌ها جدی به نظر می‌رسند.

اگر منظور حالت چهره، قیافه یا طرز رفتار باشد، صفت می‌تواند مذکر مفرد باقی بماند.

Elle a l’air sérieux.
Elle a l’air sérieuse.

در جملهٔ نخست، حالت چهره یا رفتار او جدی به نظر می‌رسد.  در جملهٔ دوم، خود او فردی جدی به نظر می‌رسد.

برای توصیف اشیا، صفت معمولاً با همان اسم هماهنگ می‌شود.

Cette tarte a l’air bonne.

این تارت خوشمزه به نظر می‌رسد.

به نظر رسیدن همراه با فعل

avoir l’air de + infinitif

این ساختار زمانی استفاده می‌شود که پس از آن یک فعل قرار بگیرد.

Il a l’air de comprendre.

به نظر می‌رسد که او متوجه می‌شود.

شانس، درست یا اشتباه بودن

این سه عبارت بسیار پرکاربرد هستند.

avoir de la chance

خوش‌شانس بودن

avoir raison

حق داشتن یا درست گفتن

avoir tort

اشتباه کردن یا حق نداشتن


چند مثال:

J’ai beaucoup de chance aujourd’hui.
Tu as raison de poser cette question.
Elle a tort de lui parler ainsi.
Nous avons eu de la chance avec la météo.
Vous avez tout à fait raison.

من امروز خیلی خوش‌شانس هستم.
حق داری این سؤال را بپرسی.
او اشتباه می‌کند که این‌طور با او صحبت می‌کند.
ما در مورد آب‌وهوا خوش‌شانس بودیم.
کاملاً حق با شماست.

برنامه، زمان و رویدادها

avoir با اسم‌هایی مانند کلاس، قرار، وقت، فرصت، جلسه و تعطیلات نیز به کار می‌رود.

  • avoir cours: کلاس داشتن

  • avoir un rendez-vous: قرار داشتن

  • avoir une réunion: جلسه داشتن

  • avoir le temps: وقت داشتن

  • avoir l’occasion de: فرصت انجام کاری را داشتن

  • avoir lieu: برگزار شدن یا رخ دادن

  • avoir des vacances: تعطیلات داشتن

چند مثال:

J’ai cours tous les lundis.
Tu as un rendez-vous chez le dentiste.
La réunion a lieu à neuf heures.
Nous avons le temps de déjeuner.
Elles ont l’occasion de travailler ensemble.

من هر دوشنبه کلاس دارم.
تو نزد دندان‌پزشک وقت داری.
جلسه ساعت نه برگزار می‌شود.
ما برای ناهار خوردن وقت داریم.
آن‌ها فرصت دارند با هم کار کنند.

صرف avoir در passé composé

برای ساختن گذشتهٔ مرکب خود avoir، از avoir صرف‌شده در زمان حال و اسم مفعول eu استفاده می‌کنیم. در نتیجه، ساختارهایی مانند j’ai eu به وجود می‌آیند.

j’ai eu

tu as eu

il / elle / on a eu

nous avons eu

vous avez eu

ils / elles ont eu

eu به‌شکل /y/ تلفظ می‌شود.

avoir eu با توجه به بافت می‌تواند معنی «داشتن»، «گرفتن»، «دریافت کردن»، «به دست آوردن» یا «تجربه کردن» بدهد.

J’ai eu un appel ce matin.
Tu as eu une bonne idée.
Elle a eu peur pendant le vol.
Nous avons eu beaucoup de travail hier.
Ils ont eu de la chance.

من امروز صبح یک تماس دریافت کردم.
فکر خوبی به ذهنت رسید.
او هنگام پرواز ترسید.
ما دیروز کار زیادی داشتیم.
آن‌ها خوش‌شانس بودند.

صرف avoir در imparfait

زمان imparfait برای توصیف وضعیت ادامه‌دار، عادت، پس‌زمینه یا چیزی که در گذشته وجود داشته است به کار می‌رود.

j’avais (/ʒa.vɛ/)

tu avais (/ty.a.vɛ/)

il / elle / on avait (/i.la.vɛ/ – /ɛ.la.vɛ/ – /ɔ̃.na.vɛ/)

nous avions (/nu.za.vjɔ̃/)

vous aviez (/vu.za.vje/)

ils / elles avaient (/il.za.vɛ/ – /ɛl.za.vɛ/)

چند مثال:

Quand j’étais enfant, j’avais un vélo rouge.
Tu avais toujours de bonnes idées.
Elle avait peur de parler en public.
Nous avions beaucoup de temps à cette époque.
Ils avaient cours tous les samedis.

وقتی بچه بودم، یک دوچرخهٔ قرمز داشتم.
تو همیشه ایده‌های خوبی داشتی.
او از صحبت کردن در جمع می‌ترسید.
ما آن زمان وقت زیادی داشتیم.
آن‌ها هر شنبه کلاس داشتند.

تفاوت j’ai، j’ai eu و j’avais

این سه شکل شبیه هم به نظر می‌رسند، اما کاربرد یکسانی ندارند.

J’ai دربارهٔ چیزی در زمان حال صحبت می‌کند.
J’ai eu به اتفاق یا تجربه‌ای کامل‌شده در گذشته اشاره دارد.
J’avais وضعیت، عادت یا شرایط ادامه‌دار در گذشته را بیان می‌کند.

چند مثال:

J’ai un problème maintenant.
J’ai eu un problème hier.
J’avais souvent ce problème quand j’étais plus jeune.
J’ai eu une voiture pendant deux ans.
J’avais une voiture quand j’habitais à Lyon.

من الان یک مشکل دارم.
من دیروز مشکلی داشتم.
وقتی جوان‌تر بودم، اغلب این مشکل را داشتم.
من به‌مدت دو سال یک ماشین داشتم.
وقتی در لیون زندگی می‌کردم، ماشین داشتم.

در جملهٔ چهارم، داشتن ماشین به‌عنوان یک دورهٔ تمام‌شده دیده می‌شود؛ اما در جملهٔ پنجم، داشتن ماشین بخشی از شرایط و پس‌زمینهٔ زندگی در آن زمان است.

صرف avoir در futur simple

ریشهٔ avoir در آیندهٔ ساده بی‌قاعده و aur- است.

j’aurai (/ʒo.ʁe/)

tu auras (/ty.o.ʁa/)

il / elle / on aura (/i.lo.ʁa/ – /ɛ.lo.ʁa/ – /ɔ̃.no.ʁa/)

nous aurons (/nu.zo.ʁɔ̃/)

vous aurez (/vu.zo.ʁe/)

ils / elles auront (/il.zo.ʁɔ̃/ – /ɛl.zo.ʁɔ̃/)

چند مثال:

J’aurai plus de temps demain.
Tu auras bientôt une réponse.
Elle aura trente ans en septembre.
Nous aurons besoin de votre aide.
Ils auront une réunion la semaine prochaine.

من فردا وقت بیشتری خواهم داشت.
تو به‌زودی پاسخ دریافت خواهی کرد.
او در ماه سپتامبر سی‌ساله خواهد شد.
ما به کمک شما نیاز خواهیم داشت.
آن‌ها هفتهٔ آینده جلسه خواهند داشت.

futur proche و passé récent با avoir

برای آیندهٔ نزدیک از aller + avoir استفاده می‌شود. برای گذشتهٔ بسیار نزدیک نیز ساختار venir de + avoir به کار می‌رود.

Je vais avoir plus de travail demain.
Tu vas avoir une surprise.
Elle va avoir un bébé.
Nous venons d’avoir une bonne nouvelle.
Ils viennent d’avoir un accident.

من فردا کار بیشتری خواهم داشت.
قرار است غافلگیر شوی.
او قرار است بچه‌دار شود.
همین الان خبر خوبی دریافت کرده‌ایم.
آن‌ها به‌تازگی تصادف کرده‌اند.

صرف avoir در conditionnel présent

زمان شرطی حال برای موقعیت فرضی، نتیجهٔ یک شرط، بیان آرزو یا نرم‌تر کردن درخواست استفاده می‌شود. ریشهٔ آن مانند آینده aur- است، اما پایان‌های imparfait را می‌گیرد.

j’aurais (/ʒo.ʁɛ/)

tu aurais (/ty.o.ʁɛ/)

il / elle / on aurait (/i.lo.ʁɛ/ – /ɛ.lo.ʁɛ/ – /ɔ̃.no.ʁɛ/)

nous aurions (/nu.zo.ʁjɔ̃/)

vous auriez (/vu.zo.ʁje/)

ils / elles auraient (/il.zo.ʁɛ/ – /ɛl.zo.ʁɛ/)

مثال:

J’aurais plus de temps si je travaillais moins.
Tu aurais intérêt à lui parler.
Elle aurait besoin de quelques jours.
Nous aurions une meilleure vue depuis cette chambre.
Auriez-vous une minute ?

اگر کمتر کار می‌کردم، وقت بیشتری داشتم.
بهتر است با او صحبت کنی.
او به چند روز زمان نیاز دارد.
از این اتاق منظرهٔ بهتری می‌داشتیم.
آیا یک دقیقه فرصت دارید؟

تفاوت j’aurai و j’aurais

j’aurai زمان آینده و به معنای «خواهم داشت» است.
j’aurais زمان شرطی و به معنای «می‌داشتم» یا «داشتم، اگر…» است.

در برخی لهجه‌ها تفاوت تلفظ این دو بسیار کم است؛ بنابراین برای تشخیص باید به معنی جمله و املای آن توجه کرد.

صرف avoir در subjonctif présent

وجه التزامی یا subjonctif پس از ساختارهایی می‌آید که ضرورت، خواسته، احساس، تردید یا قضاوت را بیان می‌کنند.

que j’aie (/kə.ʒɛ/)

que tu aies (/kə.ty.ɛ/)

qu’il / qu’elle / qu’on ait (/ki.lɛ/ – /kɛ.lɛ/ – /kɔ̃.nɛ/)

que nous ayons (/kə.nu.zɛ.jɔ̃/)

que vous ayez (/kə.vu.zɛ.je/)

qu’ils / qu’elles aient (/kil.zɛ/ – /kɛl.zɛ/)

مثال:

Il faut que j’aie plus de patience.
Je veux que tu aies confiance en toi.
Elle doute qu’il ait assez de temps.
Il est important que nous ayons tous les documents.
Je suis contente que vous ayez cette occasion.

لازم است صبر بیشتری داشته باشم.
می‌خواهم به خودت اعتماد داشته باشی.
او شک دارد که او وقت کافی داشته باشد.
مهم است که همهٔ مدارک را داشته باشیم.
خوشحالم که شما این فرصت را دارید.

aie، aies و ait املای متفاوتی دارند، اما در گفتار معمولاً یکسان تلفظ می‌شوند.

حالت امری avoir

avoir در حالت امری فقط سه شکل دارد:

شخص

شکل مثبت

شکل منفی

tu

aie

n’aie pas (/nɛ.pa/

nous

ayons

n’ayons pas (/nɛ.jɔ̃.pa/) 

vous

ayez

n’ayez pas (/nɛ.je.pa/

مثال:

Aie confiance en toi.
N’aie pas peur.
Ayons un peu de patience.
Ayez le courage de dire la vérité.
N’ayez aucun doute.

به خودت اعتماد داشته باش.
نترس.
کمی صبر داشته باشیم.
شجاعت گفتن حقیقت را داشته باشید.
هیچ تردیدی نداشته باشید.



passé simple فعل avoir

passé simple بیشتر در رمان‌ها، داستان‌ها، زندگی‌نامه‌ها و متن‌های ادبی دیده می‌شود و در مکالمهٔ روزمره معمولاً به‌جای آن از passé composé استفاده می‌کنند.

j’eus (/ʒy/)

tu eus (/ty.y/)

il / elle / on eut (/i.ly/ – /ɛ.ly/ – /ɔ̃.ny/)

nous eûmes (/nu.zym/)

vous eûtes (/vu.zyt/)

ils / elles eurent (/il.zyʁ/ – /ɛl.zyʁ/)

برای مکالمه در سطح مقدماتی و متوسط، توانایی تشخیص این شکل‌ها کافی است و معمولاً نیازی نیست از آن‌ها در گفت‌وگوی روزمره استفاده شود.

avoir به‌عنوان فعل کمکی

بیشتر فعل‌های فرانسوی برای ساختن passé composé و دیگر زمان‌های مرکب از avoir استفاده می‌کنند.

فرمول اصلی چنین است:

فاعل + avoir صرف‌شده + اسم مفعول فعل اصلی

برای نمونه، اسم مفعول parler برابر parlé، اسم مفعول finir برابر fini و اسم مفعول vendre برابر vendu است.

J’ai parlé avec Marie.
Tu as fini ton travail.
Elle a vendu sa voiture.
Nous avons regardé un film.
Ils ont compris la question.

من با ماری صحبت کردم.
تو کارت را تمام کردی.
او ماشینش را فروخت.
ما یک فیلم تماشا کردیم.
آن‌ها سؤال را فهمیدند.

کدام فعل‌ها با être می‌آیند؟

فعل‌های بازتابی مانند se lever و گروهی از فعل‌های حرکتی یا تغییر حالت مانند aller، venir، arriver، partir، naître و mourir در زمان‌های مرکب معمولاً با être می‌آیند.

بااین‌حال، بعضی فعل‌های حرکتی وقتی مفعول مستقیم می‌گیرند، ممکن است با avoir صرف شوند و معنای آن‌ها کمی تغییر کند.

Elle est sortie à huit heures, mais elle a sorti le chien à sept heures.
Nous sommes montés au troisième étage et nous avons monté les valises.
Il est descendu du bus, puis il a descendu l’escalier.
Ils sont passés par Paris et ils ont passé deux jours à Lyon.
Paul est retourné chez lui et il a retourné la crêpe.

او ساعت هشت بیرون رفت، اما ساعت هفت سگ را بیرون برد.
ما به طبقهٔ سوم رفتیم و چمدان‌ها را بالا بردیم.
او از اتوبوس پیاده شد و سپس از پله‌ها پایین رفت.
آن‌ها از پاریس عبور کردند و دو روز را در لیون گذراندند.
پل به خانه برگشت و کرپ را برگرداند.

خود فعل être نیز در passé composé با avoir ساخته می‌شود: j’ai été، نه je suis été.

عبارت‌های بسیار پرکاربرد با avoir

avoir در صدها ترکیب ثابت استفاده می‌شود. عبارت‌های زیر از مهم‌ترین موارد برای مکالمه و نوشتار روزمره هستند.

avoir l’habitude de: عادت داشتن به

avoir du mal à: برای انجام کاری مشکل داشتن

avoir tendance à: تمایل یا گرایش داشتن به

avoir intérêt à: بهتر بودن یا به نفع کسی بودن که کاری انجام دهد

avoir le droit de: حق انجام کاری را داشتن

avoir l’occasion de: فرصت انجام کاری را داشتن

avoir l’intention de: قصد انجام کاری را داشتن

avoir pour but de: هدف داشتن

avoir accès à: دسترسی داشتن به

avoir lieu: رخ دادن یا برگزار شدن

avoir quelque chose à faire: کاری برای انجام دادن داشتن

avoir le choix: حق یا امکان انتخاب داشتن

avoir la possibilité de: امکان انجام کاری را داشتن

avoir un rapport avec: ارتباط داشتن با

مثال:

J’ai l’habitude de marcher le matin.
Tu as du mal à comprendre cet accent.
Elle a tendance à parler trop vite.
Nous avons le droit d’entrer.
Ils ont pour but de terminer le projet en juin.

من عادت دارم صبح‌ها پیاده‌روی کنم.
تو در فهمیدن این لهجه مشکل داری.
او معمولاً تمایل دارد خیلی سریع صحبت کند.
ما حق داریم وارد شویم.
هدف آن‌ها این است که پروژه را در ماه ژوئن تمام کنند.

ساختار avoir beau + مصدر

avoir beau + infinitif یعنی با وجود انجام دادن کاری، نتیجهٔ مورد انتظار حاصل نمی‌شود. بسته به جمله می‌توان آن را «هرچقدر هم که…»، «با اینکه…» یا «بی‌فایده است که…» ترجمه کرد.

J’ai beau essayer, je n’y arrive pas.
Tu as beau expliquer, il ne comprend pas.
Elle a beau être fatiguée, elle continue à travailler.
Nous avons beau chercher, nous ne trouvons pas la clé.
Ils ont beau se dépêcher, ils seront en retard.

هرچقدر تلاش می‌کنم، موفق نمی‌شوم.
هرچقدر توضیح می‌دهی، او متوجه نمی‌شود.
با اینکه خسته است، به کار ادامه می‌دهد.
هرچقدر می‌گردیم، کلید را پیدا نمی‌کنیم.
هر چقدر عجله کنند، دیر خواهند رسید.

ساختار avoir à + مصدر

avoir à + infinitif می‌تواند به معنای داشتن کار، وظیفه یا چیزی برای انجام دادن باشد. این ساختار در زبان اداری یا رسمی گاهی مفهوم اجبار نیز می‌دهد، اما همیشه دقیقاً معادل devoir نیست.

در بسیاری از جمله‌های روزمره، ساختار avoir + اسم + à + مصدر طبیعی‌تر است؛ مانند J’ai un rapport à terminer.

J’ai plusieurs courriels à envoyer.
Tu as encore un exercice à faire.
Elle aura à fournir une pièce d’identité.
Nous avons une décision importante à prendre.
Vous n’avez rien à payer aujourd’hui.

من چند ایمیل برای ارسال دارم.
تو هنوز یک تمرین برای انجام دادن داری.
او باید یک مدرک شناسایی ارائه کند.
ما تصمیم مهمی برای گرفتن داریم.
شما امروز لازم نیست چیزی پرداخت کنید.

n’avoir qu’à + infinitif یعنی برای رسیدن به نتیجه فقط کافی است کاری انجام شود. این ساختار گاهی می‌تواند لحن سرزنش‌آمیز یا بی‌حوصله داشته باشد؛ بنابراین باید به موقعیت و لحن توجه کرد.

Tu n’as qu’à m’appeler.
Vous n’avez qu’à remplir ce formulaire.
Il n’a qu’à demander de l’aide.
Nous n’avons qu’à attendre jusqu’à demain.
Elles n’ont qu’à prendre le métro.

فقط کافی است به من زنگ بزنی.
فقط کافی است این فرم را پر کنید.
او فقط باید درخواست کمک کند.
کافی است تا فردا صبر کنیم.
آن‌ها فقط باید سوار مترو شوند.

اصطلاحات avoir affaire à و avoir à faire

این دو ساختار تلفظ یکسانی دارند، اما معنی و املای آن‌ها متفاوت است.

avoir affaire à یعنی با شخص یا مسئله‌ای سروکار داشتن.
avoir à faire یعنی کاری برای انجام دادن داشتن.

در avoir affaire à، کلمهٔ affaire یک اسم واحد است. در avoir à faire، واژهٔ faire مصدر فعل «انجام دادن» است.

J’ai affaire à un client très exigeant.
Tu as beaucoup à faire aujourd’hui.
Nous avons affaire à un problème complexe.
Elle a encore deux choses à faire.
Vous aurez affaire au responsable du service.

من با مشتری بسیار سخت‌گیری سروکار دارم.
تو امروز کارهای زیادی برای انجام دادن داری.
ما با مسئله‌ای پیچیده روبه‌رو هستیم.
او هنوز دو کار برای انجام دادن دارد.
شما با مسئول بخش سروکار خواهید داشت.

اصطلاحات محاوره‌ای و ثابت

en avoir marre de

این عبارت محاوره‌ای به معنای «از چیزی خسته یا کلافه شدن» است. در زبان رسمی‌تر می‌توان از en avoir assez de استفاده کرد.

se faire avoir

این اصطلاح محاوره‌ای یعنی فریب خوردن، گول خوردن یا متضرر شدن.

ne rien avoir à voir avec

این عبارت یعنی «هیچ ارتباطی با چیزی نداشتن».

J’en ai marre d’attendre.
Elle en a assez de ces disputes.
Il s’est fait avoir par un faux vendeur.
Cette histoire n’a rien à voir avec moi.
Son travail a beaucoup à voir avec la technologie.

از انتظار کشیدن خسته شده‌ام.
او از این دعواها به ستوه آمده است.
او فریب یک فروشندهٔ جعلی را خورد.
این ماجرا هیچ ارتباطی با من ندارد.
کار او ارتباط زیادی با فناوری دارد.

اصطلاح‌های تصویری با avoir

فرانسوی اصطلاح‌های فراوانی با avoir دارد که ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمهٔ آن‌ها معمولاً معنی اصلی را منتقل نمی‌کند.

avoir la pêche: سرحال و پرانرژی بودن

avoir le cafard: دل‌گرفته و بی‌حوصله بودن

avoir la chair de poule: مو بر تن سیخ شدن

avoir un chat dans la gorge: صداگرفتگی داشتن

avoir la tête dans les nuages: حواس‌پرت یا خیال‌پرداز بودن

avoir les pieds sur terre: واقع‌بین بودن

avoir le cœur sur la main: بسیار بخشنده بودن

avoir un coup de foudre: در یک نگاه عاشق شدن

avoir les yeux plus gros que le ventre: بیش از توان یا اشتها برداشتن

avoir la langue bien pendue: حاضرجواب و بسیار پرحرف بودن

ساختار avoir de quoi + مصدر

avoir de quoi + infinitif یعنی وسایل، دلیل، امکان یا مقدار کافی برای انجام کاری وجود دارد. ترجمهٔ دقیق آن به بافت جمله بستگی دارد.

Nous avons de quoi manger pour deux jours.
Tu as de quoi écrire ?
Elle a de quoi être fière.
J’ai de quoi payer le billet.
Ils n’ont pas de quoi s’inquiéter.

ما برای دو روز غذای کافی داریم.
چیزی برای نوشتن داری؟
او دلیلی برای افتخار کردن دارد.
من پول کافی برای خرید بلیت دارم.
آن‌ها دلیلی برای نگرانی ندارند.

شکل‌های رایج در زبان محاوره‌ای

در گفتار روزمره، بعضی ساختارها کوتاه می‌شوند. شناختن آن‌ها برای درک مکالمه مهم است، اما بهتر است در نوشتار رسمی از شکل کامل استفاده شود.

tu as → t’as

tu n’as pas → t’as pas

je n’ai pas → j’ai pas

il y a → y a

il n’y a pas → y a pas

nous avons → on a

حذف ne در گفتار بسیار رایج است، اما در نوشتن مقاله، نامهٔ رسمی، امتحان و متن آموزشی باید شکل کامل را حفظ کرد.


دیدگاه‌ها

دیدگاه خود را بنویسید