
منتشرشده در ۷ بهمن ۱۴۰۴
فعل être در زبان فرانسه؛ آموزش کامل فعل بودن
فعل «بودن» یکی از بنیادیترین و پرکاربردترین فعلهای زبان فرانسه است. تقریبا از نخستین روز یادگیری زبان برای معرفی خود، بیان شغل و ملیت، توصیف افراد، گفتن مکان، صحبت دربارهٔ احساسات و ساختن جملههای مختلف به آن نیاز داریم.
être ، این فعل علاوه بر معنای اصلی «بودن»، یکی از دو فعل کمکی مهم زبان فرانسه نیز هست. تعدادی از فعلهای حرکتی، همهٔ فعلهای بازتابی و ساختار مجهول با کمک آن ساخته میشوند. به همین دلیل، یادگیری آن فقط حفظ کردن چند صرف ساده نیست؛ بلکه پایهٔ درک بخش بزرگی از دستور زبان فرانسه محسوب میشود.
در این آموزش، معنی، تلفظ، صرف در زمانهای مهم، کاربردها، تفاوت ساختارهای مشابه، نقش فعل کمکی، هماهنگی اسم مفعول، عبارتهای رایج، اشتباهات متداول و تمرینهای این فعل را بررسی میکنیم.
معنی و تلفظ مصدر
être ، این مصدر به معنای «بودن» است و بهشکل زیر تلفظ میشود:
être (/ɛtʁ/)
این فعل بیقاعده و از افعال گروه سوم است؛ بنابراین شکلهای صرفشدهٔ آن از یک الگوی ساده و ثابت پیروی نمیکنند و باید بهتدریج حفظ شوند.
این فعل دو نقش اصلی دارد.
فعل اصلی: برای بیان هویت، حالت، ویژگی، شغل، ملیت، مکان و موارد مشابه استفاده میشود.
فعل کمکی: برای ساختن زمانهای مرکب بعضی فعلها و تمام فعلهای بازتابی به کار میرود.
صرف در زمان حال (Présent de l’indicatif)
صرف زمان حال این فعل کاملاً بیقاعده است.
je suis (/ʒə.sɥi/)
tu es (/ty.ɛ/)
il / elle / on est (/i.lɛ/ – /ɛ.lɛ/ – /ɔ̃.nɛ/)
nous sommes (/nu.sɔm/)
vous êtes (/vu.zɛt/)
ils / elles sont (/il.sɔ̃/ – /ɛl.sɔ̃/)
چند مثال:
Je suis à la maison.
Tu es très gentil.
Elle est française.
Nous sommes prêts.
Ils sont au travail.
من در خانه هستم.
تو بسیار مهربان هستی.
او فرانسوی است.
ما آماده هستیم.
آنها سر کار هستند.
کاربردهای اصلی فعل être
بیان شغل و حرفه، بیان ملیت، بیان مذهب، معرفی و شناسایی شخص یا چیز، توصیف ظاهر، توصیف شخصیت و اخلاق، بیان ویژگی و کیفیت، بیان رنگ، بیان اندازه و شکل، بیان سن یا وضعیت سنی در بعضی ساختارها، بیان حالت جسمی، بیان حالت روحی و احساسی، بیان وضعیت موقت یا دائمی، بیان مکان و محل حضور، بیان موقعیت یک شیء، بیان مبدأ و محل اصالت، بیان ساعت، بیان روز، بیان تاریخ، بیان فصل و دورهٔ زمانی، بیان مالکیت با être à، بیان تعلق داشتن به یک شخص یا گروه، بیان جنس یا نوع و دستهبندی، بیان ماده یا جنس سازنده، بیان قیمت یا مقدار در بعضی ساختارها، بیان فاصله یا موقعیت مکانی، بیان رابطه یا نسبت میان اشخاص، بیان قضاوت و ارزیابی با c’est / ce sont، بیان تعریف یک مفهوم با c’est، تأکید و برجستهسازی با c’est … qui / que، ساخت مجهول، ساخت زمانهای مرکب بعضی افعال، ساخت زمانهای مرکب افعال ضمیری، بیان نتیجه یا وضعیت حاصل از یک عمل، کاربرد در ساختارهای غیرشخصی، بیان ضرورت و امکان و اهمیت یا قضاوت، بیان زمان انجام یک کار، بیان حضور یا غیاب، بیان موافقت یا مخالفت و آمادگی، کاربرد در اصطلاحات ثابت.
عبارتهای مهم همراه با حرف اضافه
بسیاری از صفتها و عبارتهای ساختهشده با این فعل، حرف اضافهٔ مشخصی دارند. بهتر است هر عبارت همراه حرف اضافهٔ خودش یاد گرفته شود.
être d’accord avec: با کسی یا چیزی موافق بودن
être fier de: به کسی یا چیزی افتخار کردن
être content de: از چیزی خوشحال بودن
être satisfait de: از چیزی راضی بودن
être sûr de: از چیزی مطمئن بودن
être responsable de: مسئول چیزی بودن
être capable de: قادر به انجام کاری بودن
être obligé de: مجبور به انجام کاری بودن
être au courant de: از چیزی باخبر بودن
être proche de: به کسی یا چیزی نزدیک بودن
être loin de: از کسی یا چیزی دور بودن
être prêt à: آمادهٔ انجام کاری بودن
être habitué à: به چیزی عادت داشتن
être en colère contre: از کسی عصبانی بودن
être amoureux de: عاشق کسی بودن
چند مثال:
Je suis d’accord avec toi.
Tu es capable de résoudre ce problème.
Elle est fière de son travail.
Nous sommes prêts à commencer.
Ils sont au courant de la situation.
من با تو موافق هستم.
تو میتوانی این مشکل را حل کنی.
او به کارش افتخار میکند.
ما آمادهٔ شروع کردن هستیم.
آنها از شرایط باخبر هستند.
عبارتهای رایج برای زمان و وضعیت
être à l’heure: سروقت بودن
être en retard: دیر رسیدن یا عقب بودن
être en avance: زودتر رسیدن یا جلوتر بودن
être en vacances: در تعطیلات بودن
être en forme: سرحال بودن
être à l’aise: احساس راحتی داشتن
être de bonne humeur: خوشاخلاق یا سرحال بودن
être de mauvaise humeur: بداخلاق یا بیحوصله بودن
être en panne: خراب بودن وسیله یا خودرو
être disponible: در دسترس بودن
چند مثال:
Je suis toujours à l’heure.
Tu es en retard de dix minutes.
Elle est en vacances cette semaine.
Nous sommes en forme aujourd’hui.
La voiture est en panne.
من همیشه سروقت هستم.
تو ده دقیقه دیر کردهای.
او این هفته در تعطیلات است.
ما امروز سرحال هستیم.
ماشین خراب است.
شکلهای غیرفاعلی
infinitif présent: être (/ɛtʁ/)
infinitif passé: avoir été (/a.vwa.ʁe.te/)
participe passé: été (/e.te/)
participe présent: étant (/e.tɑ̃/)
gérondif: en étant (/ɑ̃.ne.tɑ̃/)
چند مثال:
Être honnête est important.
Après avoir été malade, elle s’est reposée.
Étant fatigué, Paul est rentré tôt.
En étant patient, tu apprendras plus facilement.
Il semble avoir été surpris.
صادق بودن مهم است.
او پس از بیماری استراحت کرد.
پل چون خسته بود زود به خانه برگشت.
با صبور بودن، راحتتر یاد خواهی گرفت.
به نظر میرسد او متعجب شده است.
صرف در گذشتهٔ مرکب (Passé composé)
گذشتهٔ مرکب خود این فعل با فعل کمکی «داشتن» و اسم مفعول ساخته میشود. بنابراین شکل نادرستی که از دو بار استفاده از فعل «بودن» ساخته شود نباید به کار رود.
j’ai été (/ʒe.e.te/)
tu as été (/ty.a.e.te/)
il / elle / on a été (/i.la.e.te/ – /ɛ.la.e.te/ – /ɔ̃.na.e.te/)
nous avons été (/nu.za.vɔ̃.e.te/)
vous avez été (/vu.za.ve.e.te/)
ils / elles ont été (/il.zɔ̃.e.te/ – /ɛl.zɔ̃.e.te/)
مثال:
J’ai été malade la semaine dernière.
Tu as été très patient.
Elle a été surprise par la nouvelle.
Nous avons été heureux de vous voir.
Ils ont été absents pendant trois jours.
من هفتهٔ گذشته بیمار بودم.
تو بسیار صبور بودی.
او از شنیدن خبر متعجب شد.
ما از دیدن شما خوشحال شدیم.
آنها سه روز غایب بودند.
اسم مفعول این فعل در این زمان تغییر نمیکند، زیرا فعل کمکی آن «داشتن» است و مفعول مستقیمی پیش از آن قرار نگرفته است.
صرف در گذشتهٔ استمراری (Imparfait)
این زمان برای توصیف حالت ادامهدار، عادت، شرایط پسزمینه یا ویژگیای در گذشته استفاده میشود.
j’étais (/ʒe.tɛ/)
tu étais (/ty.e.tɛ/)
il / elle / on était (/i.le.tɛ/ – /ɛ.le.tɛ/ – /ɔ̃.ne.tɛ/)
nous étions (/nu.ze.tjɔ̃/)
vous étiez (/vu.ze.tje/)
ils / elles étaient (/il.ze.tɛ/ – /ɛl.ze.tɛ/)
مثال:
J’étais timide quand j’étais enfant.
Tu étais souvent en retard.
Elle était à Lyon cette semaine-là.
Nous étions très proches.
Ils étaient fatigués après le travail.
وقتی کودک بودم، خجالتی بودم.
تو اغلب دیر میرسیدی.
او آن هفته در لیون بود.
ما بسیار به هم نزدیک بودیم.
آنها بعد از کار خسته بودند.
تفاوت گذشتهٔ استمراری و گذشتهٔ مرکب
j’étais
این شکل معمولاً وضعیت، عادت یا پسزمینهای را در گذشته نشان میدهد و مرز زمانی آن در مرکز توجه نیست.
j’ai été
این شکل معمولاً به دوره، حالت یا تجربهای کاملشده و مشخص در گذشته اشاره میکند.
J’étais malade quand tu as appelé.
J’ai été malade pendant trois jours.
Elle était très calme quand elle était enfant.
Elle a été très calme pendant la réunion.
Nous étions à Paris lorsque la grève a commencé.
وقتی تماس گرفتی بیمار بودم.
من بهمدت سه روز بیمار بودم.
او در کودکی بسیار آرام بود.
او در طول جلسه بسیار آرام بود.
وقتی اعتصاب شروع شد ما در پاریس بودیم.
در جملههای نخست، سوم و پنجم وضعیت نقش پسزمینه را دارد. جملههای دوم و چهارم یک دوره یا موقعیت مشخص و تمامشده را بیان میکنند.
صرف در آیندهٔ ساده (Futur simple)
ریشهٔ این فعل در آیندهٔ ساده بیقاعده است.
ser-
je serai (/ʒə.sə.ʁe/)
tu seras (/ty.sə.ʁa/)
il / elle / on sera (/il.sə.ʁa/ – /ɛl.sə.ʁa/ – /ɔ̃.sə.ʁa/)
nous serons (/nu.sə.ʁɔ̃/)
vous serez (/vu.sə.ʁe/)
ils / elles seront (/il.sə.ʁɔ̃/ – /ɛl.sə.ʁɔ̃/)
مثال:
Je serai disponible demain.
Tu seras bientôt prêt.
Elle sera médecin dans deux ans.
Nous serons à Marseille en juillet.
Ils seront heureux de vous revoir.
من فردا در دسترس خواهم بود.
تو بهزودی آماده خواهی شد.
او دو سال دیگر پزشک خواهد شد.
ما در ماه ژوئیه در مارسی خواهیم بود.
آنها از دیدن دوبارهٔ شما خوشحال خواهند شد.
آیندهٔ نزدیک (Futur proche)
برای ساختن آیندهٔ نزدیک، ابتدا فعل «رفتن» در زمان حال صرف میشود و سپس مصدر این فعل میآید.
aller + être
Je vais être en retard.
Tu vas être surpris.
Elle va être très occupée.
Nous allons être parents.
Ils vont être contents.
من قرار است دیر برسم.
تو غافلگیر خواهی شد.
او قرار است بسیار مشغول باشد.
ما قرار است پدر و مادر شویم.
آنها خوشحال خواهند شد.
آیندهٔ نزدیک معمولاً برای برنامه، پیشبینی نزدیک یا نتیجهای استفاده میشود که نشانههای آن اکنون وجود دارد.
صرف در زمان شرطی حال (Conditionnel présent)
این زمان برای موقعیت فرضی، نتیجهٔ شرط، آرزو، توصیه یا نرمتر کردن جمله استفاده میشود. ریشهٔ آن همان ریشهٔ آینده است، اما پایانهای گذشتهٔ استمراری را میگیرد.
je serais (/ʒə.sə.ʁɛ/)
tu serais (/ty.sə.ʁɛ/)
il / elle / on serait (/il.sə.ʁɛ/ – /ɛl.sə.ʁɛ/ – /ɔ̃.sə.ʁɛ/)
nous serions (/nu.sə.ʁjɔ̃/)
vous seriez (/vu.sə.ʁje/)
ils / elles seraient (/il.sə.ʁɛ/ – /ɛl.sə.ʁɛ/)
مثال:
Je serais plus calme avec plus de temps.
Tu serais un excellent professeur.
Elle serait heureuse de participer.
Nous serions prêts à vous aider.
Seriez-vous disponible lundi ?
اگر وقت بیشتری داشتم آرامتر بودم.
تو معلم بسیار خوبی میشدی.
او از شرکت کردن خوشحال میشد.
ما حاضر بودیم به شما کمک کنیم.
آیا دوشنبه وقت خواهید داشت؟
صرف در وجه التزامی حال (Subjonctif présent)
وجه التزامی پس از ساختارهایی میآید که ضرورت، خواسته، احساس، شک، امکان یا قضاوت را بیان میکنند.
que je sois (/kə.ʒə.swa/)
que tu sois (/kə.ty.swa/)
qu’il / qu’elle / qu’on soit (/kil.swa/ – /kɛl.swa/ – /kɔ̃.swa/)
que nous soyons (/kə.nu.swa.jɔ̃/)
que vous soyez (/kə.vu.swa.je/)
qu’ils / qu’elles soient (/kil.swa/ – /kɛl.swa/)
مثال:
Il faut que je sois patient.
Je veux que tu sois honnête.
Elle doute qu’il soit disponible.
Il est important que nous soyons prêts.
Je suis contente que vous soyez ici.
لازم است صبور باشم.
میخواهم صادق باشی.
او دربارهٔ در دسترس بودنش تردید دارد.
مهم است که آماده باشیم.
خوشحالم که اینجا هستید.
شکلهای مفرد و سومشخص جمع در این زمان یکسان تلفظ میشوند، اما املای آنها متفاوت است.
حالت امری (Impératif)
این فعل در حالت امری سه شکل دارد.
tu
شکل مثبت
sois (/swa/)
شکل منفی
ne sois pas (/nə.swa.pa/)
nous
شکل مثبت
soyons (/swa.jɔ̃/)
شکل منفی
ne soyons pas (/nə.swa.jɔ̃.pa/)
vous
شکل مثبت
soyez (/swa.je/)
شکل منفی
ne soyez pas (/nə.swa.je.pa/)
مثال:
Sois prudent.
Ne sois pas impatient.
Soyons honnêtes.
Soyez les bienvenus.
Ne soyez pas en retard.
مراقب باش.
بیصبر نباش.
صادق باشیم.
خوش آمدید.
دیر نکنید.
نقش فعل کمکی
تعدادی از فعلهای حرکتی و تغییر حالت، همراه همهٔ فعلهای بازتابی، زمانهای مرکب خود را با این فعل میسازند.
فاعل + فعل کمکی صرفشده + اسم مفعول
Je suis arrivé.
Elle est partie.
Nous sommes venus.
در این ساختار، اسم مفعول معمولاً با جنس و شمار فاعل هماهنگ میشود.
فعلهای رایج همراه با این فعل کمکی
aller: رفتن
venir: آمدن
arriver: رسیدن
partir: رفتن یا حرکت کردن
entrer: وارد شدن
sortir: خارج شدن
monter: بالا رفتن
descendre: پایین آمدن
naître: متولد شدن
mourir: مردن
tomber: افتادن
rester: ماندن
retourner: برگشتن
rentrer: به خانه یا محل قبلی برگشتن
passer: عبور کردن در بعضی کاربردها
فعلهایی که با تغییر کاربرد، فعل کمکی عوض میکنند
بعضی فعلهای حرکتی هنگامی که بدون مفعول مستقیم باشند با فعل کمکی این درس میآیند، اما وقتی مفعول مستقیم بگیرند معمولاً با فعل کمکی «داشتن» ساخته میشوند.
Elle est sortie à huit heures.
Elle a sorti le chien à sept heures.
Nous sommes montés au troisième étage.
Nous avons monté les valises.
Paul a descendu l’escalier après être descendu du bus.
او ساعت هشت بیرون رفت.
او ساعت هفت سگ را بیرون برد.
ما به طبقهٔ سوم رفتیم.
ما چمدانها را بالا بردیم.
پل پس از پیاده شدن از اتوبوس، از پلهها پایین رفت.
انتخاب فعل کمکی فقط به خود فعل وابسته نیست و ساختار جمله و وجود مفعول مستقیم نیز میتواند بر آن اثر بگذارد.
فعلهای بازتابی
تمام فعلهای بازتابی در زمانهای مرکب با فعل کمکی این درس ساخته میشوند.
Je me suis levé.
Tu t’es réveillée tôt.
Elle s’est habillée rapidement.
Nous nous sommes rencontrés à Paris.
Ils se sont couchés tard.
من از خواب بلند شدم.
تو زود بیدار شدی.
او سریع لباس پوشید.
ما در پاریس با یکدیگر ملاقات کردیم.
آنها دیر خوابیدند.
شکل اسم مفعول در فعلهای بازتابی معمولاً هماهنگ میشود، اما این قانون استثناهایی دارد که در بخش بعد توضیح داده میشود.
ساخت جملهٔ مجهول
جملهٔ مجهول با شکل صرفشدهٔ این فعل و اسم مفعول فعل اصلی ساخته میشود. اسم مفعول با فاعل دستوری جمله هماهنگ میشود.
فاعل + فعل بودن + اسم مفعول
انجامدهندهٔ کار در صورت نیاز با حرف اضافهٔ مخصوص معرفی میشود.
Le repas est préparé par le chef.
La lettre a été envoyée hier.
Les fenêtres ont été ouvertes.
Ce film sera diffusé demain.
Les résultats sont publiés en ligne.
غذا توسط سرآشپز آماده میشود.
نامه دیروز ارسال شد.
پنجرهها باز شدند.
این فیلم فردا پخش خواهد شد.
نتایج بهصورت آنلاین منتشر میشوند.
یک ترکیب وصفی ممکن است حالت یک چیز یا نتیجهٔ یک عمل را نیز نشان دهد.
La porte est fermée.
این جمله با توجه به بافت میتواند به بسته بودن در یا بسته شدن آن اشاره کند.
عبارتهای پرکاربرد
être bien: حال خوب داشتن یا مناسب بودن
être mal: حال بد داشتن یا نامناسب بودن
être sûr: مطمئن بودن
être certain: یقین داشتن
être possible: ممکن بودن
être nécessaire: ضروری بودن
être interdit: ممنوع بودن
être permis: مجاز بودن
être utile: مفید بودن
être important: مهم بودن
être différent de: متفاوت بودن با
être pareil à: شبیه یا یکسان بودن با
être fait de: از چیزی ساخته شدن
être en bois: چوبی بودن
être à quelqu’un: متعلق به کسی بودن
اصطلاحهای رایج
ترجمهٔ کلمهبهکلمهٔ اصطلاحهای زیر معمولاً معنی واقعی آنها را منتقل نمیکند.
être dans la lune: حواسپرت یا غرق خیال بودن
être aux anges: بسیار خوشحال بودن
être à côté de la plaque: کاملاً اشتباه متوجه شدن
être sur la même longueur d’onde: با کسی تفاهم داشتن
être comme un poisson dans l’eau: در محیطی کاملاً راحت بودن
être au bout du rouleau: کاملاً خسته و درمانده بودن
ne pas être dans son assiette: سرحال نبودن
être entre de bonnes mains: در اختیار فردی مطمئن بودن
être dans de beaux draps: گرفتار موقعیت دشوار شدن
être né sous une bonne étoile: خوشاقبال بودن
شکلهای رایج در گفتار
در گفتار روزمره بعضی شکلها کوتاه یا ساده میشوند. این صورتها برای درک مکالمه مهماند، اما نباید در نوشتار رسمی استفاده شوند.
je suis → j’suis / chuis
tu es → t’es
je ne suis pas → je suis pas
tu n’es pas → t’es pas
ce n’est pas → c’est pas
nous sommes → on est
شکل آوایی نخستشخص مفرد بیشتر بازتاب تلفظ سریع است و املای معیار محسوب نمیشود.
دیدگاهها
دیدگاه خود را بنویسید