صرف افعال در زبان فرانسه

منتشرشده در ۱۷ مهر ۱۴۰۲

صرف افعال در زبان فرانسه

به صورت کلی افعال در زبان فرانسه به ۳ دسته تقسیم می‌شوند.

در بیش‌تر مواقع، زمانی که یک فعل را صرف می کنید، از یک ضمیر فاعلی استفاده می‌کنید. بنابراین همیشه یک فعل را با یک ضمیر فاعلی صرف کنید. دقت کنید که ضمیر فاعلی را با شکل فعل آن یاد بگیرید. مثلا اگر فعل ”صحبت کردن” را به این صورت صرف می‌کنید:

parle، parle ، parle، parlons، parlez، parlent

این کار اشتباهی است. در واقع شما دنباله‌ای از کلمات را تکرار می‌کنید که معنایی ندارند. علاوه بر این ممکن است در تلفظ هم اشتباه کنید، زیرا اغلب اتصال (liaison) یا حذف (eliaison) حروف مهمی بین ضمایر و فعل اتفاق می‌افتد.

نکته‌ی بعدی افعال را بدون ترتیب صرف کنید. آیا دقت کردید مثلا شکل سوم شخص جمع فعل را بسخت‌تر به یاد می‌آورید؟ علت این است که شما فقط افعال فرانسوی را به ترتیب از اول شخص مفرد تا سوم شخص جمع صرف می‌کنید.

برای شنیدن تلفظ صرف تمام افعال می‌توانید در این لینک مصدر فعل را وارد کنید، در کنار مشاهده صرف فعل‌ها در حالت مثبت و منفی در تمام زمان‌ها، تلفظ آن‌ها را نیز بشنوید.

1- افعال دسته اول در زبان فرانسه

افعال بسیار رایجی هستند که آخر مصدر آن‌ها با er تمام می‌شوند. حدود ۹۰ درصد فعل‌های فرانسوی افعال دسته اول هستند و یک قاعده کلی و آسان برای صرف شدن دارند. فقط یک فعل بی قاعده دارد که به “er” ختم می‌‌شود و بقیه با قاعده هستند. این فعل “aller” به معنای “رفتن” است که در فرانسوی خیلی کاربرد دارد.

2- افعال دسته دوم در زبان فرانسه

افعالی هستند که آخر مصدرشان به ir ختم می‌شوند، برای صرف آن‌ها نیز قاعده‌ای وجود دارد اما در برخی زمان‌ها شامل استثنا نیز هستند.

3- افعال دسته سوم در زبان فرانسه

این گروه از افعال به افعال بی‌قاعده معروفند و کم‌تر از ۱۰ درصد افعال فرانسوی را تشکیل می‌دهند. هیچ نوع قاعده ای برای صرف‌شان وجود ندارد و به صورت‌های مختلفی صرف می‌شوند. فقط باید آن‌ها را حفظ و بسیار تکرار کرد. این دسته شامل افعالی است که انتهای مصدر آن‌ها به re یا oir یا ir ختم می‌شود. باید توجه داشت که افعالی که در گروه سوم به”ir” آر ختم می‌شوند از نظر صرف با افعال گروه دوم به طور کلی فرق دارند در این مورد اشتباه نکنید.

تقسیم فعل‌ها به 3 دسته کلاسیک شاید کمی گیج‌کننده باشد. در این‌جا ما به صورت کلی افعال را به دو صورت زیر تقسیم‌بندی می‌کنیم و پیش می‌رویم:

افعال با قاعده

افعال بی قاعده

در افعال باقاعده تمام حالت را بیان می‌کنیم و افعال بی‌قاعده نیز توضیح می‌دهیم و مثال می‌زنیم تا یادگیری به بهترین نحو اتفاق بیافتد.

افعال با قاعده در زبان فرانسه

آخر مصدر افعال با er تمام می‌شوند.

آخر مصدر افعال با ir تمام می‌شوند (البته برخی از آن‌ها در دسته بی‌قاعده هستند)

افعال بی قاعده در زبان فرانسه

آخر مصدر افعال با ir تمام می‌شوند.

آخر مصدر افعال با re تمام می‌شوند.

آخر مصدر افعال با oir تمام می‌شوند.

افعال با قاعده‌ای که انتهای مصدر آن‌ها با er تمام می‌شوند:

برخی فعل‌های این دسته:

aimer, appeler, travailler, donner, parler, passer, habiter, manger, chanter, visiter, danser, laver, chercher, signer, arriver

در این فعل‌ها ابتدا er را از انتهای مصدر بر می‌داریم و سپس با توجه به فاعل شناسه مناسب آن را می‌گذاریم.

شناسه‌ها به ترتیب به شکل زیر است:

اول شخص مفرد: e

دوم شخص مفرد: es

سوم شخص مفرد (مذکر و مونث): e

اول شخص جمع: ons

دوم شخص جمع: ez

سوم شخص جمع (مذکر و مونث): ent

مثال ۱:

aimer /eme/ (to like, to love)

به معنای دوست داشتن

من دوست دارم J’aime

تو دوست داری Tu aimes

او (پسر/دختر) دوست دارد Il/Elle aime

ما دوست داریم Nous aimons

شما دوست دارید Vous aimez

آن‌ها (پسر/دختر) دوست دارند Ils/Elles aiment

مثال ۲:

appeler /ap(ə)le/ (to call)

صدا زدن، تلفن زدن، نامیده شدن

j’appelle. >> Je n’appelle pas.

tu appelles. >> tu n’appelles pas.

il/elle appelle. >> il n’appelle pas.

nous appelons. >> nous n’appelons pas.

vous appelez. >> vous n’appelez pas.

ils/elles appellent. >> ells n’appellent pas.

مثال ۳:

travailler /tʀavaje/ (to work)

کار کردن

Je travaille

Tu travailles

Il/elle travaille

Nous travaillons

Vous travaillez

Ils/elles travaillent

مثال 4:

donner /dɔne/ (to give)

دادن

je donne

tu donnes

il, elle, on donne

nous donnons

vous donnez

ils, elles donnent

مثال 5:

parler /paʀle/ (to speak, to talk)

حرف زدن

je parle

tu parles

il, elle, on parle

nous parlons

vous parlez

ils, elles parlent

مثال 6:

passer /pɑse/ (to spend time, to pass by)

گذراندن عبور کردن از، گذشتن از

je passe

tu passes

il, elle, on passe

nous passons

vous passez

ils, elles passent

مثال 7:

habiter /abite/ (to live)

زندگی کردن ساکن بودن، سکونت کردن

Je habite

Tu habites

Il/ Elle/ On habite

Nous habitons

Vous habitez

Ils/ Elles habitent

مثال 8:

manger /mɑ̃ʒe/ (to eat)

خوردن، مصرف کردن

Je mange

Tu manges

Il/ elle/ on mange

Nous mangeons

Vous mangez

Ils/ Elles mangent

افعال با قاعده‌ای که انتهای مصدر آن‌ها با ir تمام می‌شوند

برای صرف آن‌ها نیز قاعده‌ای وجود دارد اما در برخی زمان‌ها شامل استثنا نیز هستند. یعنی همه‌ی افعالی که به ir ختم می‌شوند الزاما با قاعده نیستند و راه تشخیص آن‌ها با تمرین و تکرار است.

در حالت جمع، شناسه‌های ssons و ssez و ssent را داریم که نسبت به افعالی که با er ختم می‌شدند صرف آن‌ها فقط 2 تا s بیشتر دارد. در واقع همین ss هست که نشان می‌دهد فعلی که به ir ختم شد از گروه دوم (با قاعده) است و گروه سوم (بی‌قاعده) نیست.

برخی فعل‌های این دسته:

finir, grandir, choisir, bâtir, subir, jaunir, rougir, choisir, accomplir, agir, mincir

در این فعل‌ها حرف r را از انتهای مصدر بر می‌داریم و سپس با توجه به فاعل شناسه مناسب آن را می‌گذاریم.

شناسه‌ها به ترتیب به شکل زیر است:

اول شخص مفرد: s

دوم شخص مفرد: s

سوم شخص مفرد (مذکر و مونث): t

اول شخص جمع: ssons

دوم شخص جمع: ssez

سوم شخص جمع (مذکر و مونث): ssent

مثال ۱:

finir /finiʀ/ (to finish, to end)

به معنای به پایان رساندن، تمام کردن، خاتمه دادن

من تمام می‌کنم

I finish – I’m finishing Je finis

تو تمام می‌کنی

you finish – you are finishing Tu finis

او (پسر/دختر) تمام می‌کند

he/she finishes – he/she is finishing Il/Elle finit

ما تمام می‌کنیم

we finish – we are finishing Nous finissons

شما تمام می‌کنید

you finish – you are finishing Vous finissez

آن‌ها (پسر/دختر) تمام می‌کنند

they finish – they are finishing Ils/Elles finissent

مثال ۲:

grandir /gʀɑ̃diʀ/ (to grow, to increase, to magnify)

بزرگ شدن

Je grandis >> Je ne grandis pas

Tu grandis >> Tu ne grandis pas

Il/elle/on grandit >> Elle ne grandit pas

Nous grandissons >> Nous ne grandissons pas

Vous grandissez >> Vous ne grandissez pas

Ils/Elles grandissent >> Ils ne grandissent pas

مثال 3:

choisir /ʃwaziʀ/ (to choose, to select)

انتخاب کردن

je choisis >> je ne choisis pas

tu choisis >> tu ne choisis pas

il/elle/on choisit >> elle ne choisit pas

nous choisissons >> nous ne choisissons pas

vous choisissez >> vous ne choisissez pas

ils/elles choisissent >> ils ne choisissent pas

مثال 4:

bâtir /bɑtiʀ/ (to build)

ساختن، بنا کردن

je bâtis

tu bâtis

il/elle/on bâtit

nous bâtissons

vous bâtissez

ils/elles bâtissent

افعال بی قاعده‌ای که انتهای مصدر آن‌ها با IR تمام می‌شوند

نکته‌ی حائز اهمیت در این دسته از فعل‌ها اشتباه نگرفتن آن‌ها با گروه فعل‌هایی است که با قاعده هستند و با ir تمام می‌شوند. یعنی به صورت کلی داریم:

فعل‌هایی که به ir ختم می‌شوند و با قاعده‌اند.

فعل‌هایی که به ir ختم می‌شوند و بی قاعده‌اند.

موارد با قاعده را در بالا توضیح دادیم. اما در موارد افعال بی‌قاعده که با ir تمام می‌شود همان‌طور که اسم‌ش پیدا است قاعده‌ای ندارد و باید با تکرار و تمرین حفظ کرد.

یکی از نشانه‌های این‌که فعلی که به ir ختم شده با قاعده است یا بی قاعده این است که در حات‌های جمع 2 تا ss داشت با قاعده و گروه دوم است و اگر در نداشت بی قاعده و گروه سوم است.

مثال: فعل finir که با قاعده است حالت به شکل Nous finissons و Vous finissez و Ils/Elles finissent است که می‌بینیم 2 عدد s دارد ولی فعل partir که بی قاعده است در حالت جمع به شکل nous partons و vous partez و ils/elles partent است که می‌بینیم ss ندارد.

برخی فعل‌های این دسته:

partir, savoir, connaître, faire,

مثال ۱:

partir /paʀtiʀ/ (to leave, to depart, to proceed)

به معنای رفتن، راه افتادن، حرکت کردن

من عزیمت می‌کنم Je pars

تو عزیمت می‌کنی Tu pars

او (پسر/دختر) عزیمت می‌کند Il/Elle part

ما عزیمت می‌کنیم Nous partons

شما عزیمت می‌کنید Vous partez

آن‌ها (پسر/دختر) عزیمت می‌کنند Ils/Elles partent

مثال ۲:

savoir /savwaʀ/ (to know)

دانستن، بلد بودن، اطلاع داشتن

je sais

tu sais

il/elle/on sait

nous savons

vous savez

ils/elles savent

مثال در مثال:

معمولا بعد از فعل savoir مصدر می‌آید یا این‌که یک جمله مجزا می‌آید.

je sais parle français.

من بلدم فرانسه صحبت کنم

je sais conduire.

من بلدم رانندگی کنم

je sais où on peut trouver un hôtel.

من می‌دانم کجا می‌توانیم هتل پیدا کنیم

je sais quand nous devons partir pour prendre le bus.

من ‌دانم کی باید بریم برای سوار شدن به اتوبوس

مثال 3:

connaître /savwaʀ/ (to know)

بلد بودن شناختن

je connais

tu connais

il/elle/on connaît

nous connaissons

vous connaissez

ils/elles connaissent

مثال در مثال:

معمولا بعد از فعل connaître اسم می‌آید.

je connais ce restaurant

من این رستوران را می‌شناسم

je connais ce monsieur qui porte le chapeau noir.

من این آقایی که کلاه مشکی داره رو می‌شناسم

مثال 4:

faire /fɛʀ/ (to do, to make)

انجام دادن، درست کردن

je fais >> je ne fais pas

ti fais >> tu ne fais pas

il/elle/on fait >> il ne fait pas

nous faisons >> nous ne faisons pas

vous faites >> vous ne faites pas

ils/elles font >> elles ne font pas

مثال در مثال:

– کاربرد فعالیت‌های ورزشی و فرهنگی (activités sportives, activités culturelles)

je fais du judo

je fais de la natation

je fais de la guitare

je fais du piano

je fais du théâtre

je fais du cinéma

– کاربرد آشپزی کردن (faire la cuisine)، خرید کردن (faire les courses)، کار خانه انجام دادن (faire le ménage)

مثال 5:

prendre /pʀɑ̃dʀ/ ()

گرفتن

je prends

tu prends

il/elle/on prend

nous prenons

vous prenez

ils/elles prennent

مثال در مثال:

– کاربرد در سوار شدن در وسایل حمل و نقل

je prends le bus.

je prends le train.

je prends l’avion.

je prends le taxi.

– کاربرد در معنای گرفتن مثل عکس گرفتن، قرار ملاقات گرفتن،

je prends des photos.

Je prends un rendez-vous.

Je prends un cours de français avec M. Martin

– کاربرد در خوردن

Je prends le petit-déjeuner.

Je prends le dessert.

افعال دسته سوم در زبان فرانسه

این گروه از افعال به افعال بی‌قاعده معروفند و کم‌تر از ۱۰ درصد افعال فرانسوی را تشکیل می‌دهند. هیچ نوع قاعده ای برای صرف‌شان وجود ندارد و به صورت‌های مختلفی صرف می‌شوند. فقط باید آن‌ها را حفظ و بسیار تکرار کرد.

این دسته شامل افعالی است که انتهای مصدر آن‌ها به re یا oir یا ir ختم می‌شود.

برخی فعل‌های گروه سوم به همراه معنی فارسی آن‌ها

1- voir, 2- être, 3- apprendre, rendre, pouvoir, réussir

افعال بسیار پرتکرار در زبان فرانسه

1- فعل être (to be) به معنای بودن >> دسته سوم

  • je suis >> I am

  • Tu es >> you are

  • Il/elle/ on est >> he/she/it is

  • Nous sommes >> we are

  • vous êtes >> you are

  • Ils/elles sont >> they are

2- فعل avoir (to have) به معنای داشتن >> دسته سوم

  • j’ai

  • tu as

  • il, elle, on a

  • nous avons

  • vous avez

  • ils, elles ont

3- فعل faire (to do, to make) به معنای انجام دادن >> دسته سوم

  • je fais

  • tu fais

  • il, elle, on fait

  • nous faisons

  • vous faites

  • ils, elles font

4- فعل pouvoir (can, to be able to) به معناب توانستن >> دسته …

  • je peux

  • tu peux

  • il, elle, on peut

  • nous pouvons

  • vous pouvez

  • ils, elles peuvent

5- فعل dire (to say, to tell) به معنای گفتن

  • je dis

  • tu dis

  • il, elle, on dit

  • nous disons

  • vous dites

  • ils, elles disent

6- فعل aller (to go) به معنای رفتن >> دسته …

  • je vais

  • tu vas

  • il, elle, on va

  • nous allons

  • vous allez

  • ils, elles vont

7- فعل voir (to see) به معنای دیدن >> دسته سوم

  • je vois

  • tu vois

  • il, elle, on voit

  • nous voyons

  • vous voyez

  • ils, elles voient

8- فعل savoir (to know) به معنای دانستن >> دسته …

  • je sais

  • tu sais

  • il, elle, on sait

  • nous savons

  • vous savez

  • ils, elles savent

9- فعل vouloir (to want) به معنای خواستن

  • je veux

  • tu veux

  • il, elle, on veut

  • nous voulons

  • vous voulez

  • ils, elles veulent

10- فعل venir (to come) به معنای آمدن >> دسته

  • je viens

  • tu viens

  • il, elle, on vient

  • nous venons

  • vous venez

  • ils, elles viennent

11- فعل devoir (must, have to) به معنای باید >> دسته …

  • je dois

  • tu dois

  • il, elle, on doit

  • nous devons

  • vous devez

  • ils, elles doivent

12- فعل falloir (to be necessary) به معنای ضروری بودن >> دسته …

(used in il form only)

il faut

13- فعل croire (to believe) به معنای باور داشتن >> دسته …

  • je crois

  • tu crois

  • il, elle, on croit

  • nous croyons

  • vous croyez

  • ils, elles croient

14- فعل prendre (to take) به معنای گرفتن

  • je prends

  • tu prends

  • il, elle, on prend

  • nous prenons

  • vous prenez

  • ils, elles prennent

15- فعل mettre (to put, to place) به معنای قرار دادن، گذاشتن، پوشیدن >> دسته

  • je mets

  • tu mets

  • il, elle, on met

  • nous mettons

  • vous mettez

  • ils, elles mettent

16- فعل trouver (to find) به معنای پیدا کردن >> دسته …

  • je trouve

  • tu trouves

  • il, elle, on trouve

  • nous trouvons

  • vous trouvez

  • ils, elles trouvent


دیدگاه‌ها

دیدگاه خود را بنویسید