زمان Imparfait در زبان فرانسه - گذشته استمراری و توصیفی

منتشرشده در ۲۰ مرداد ۱۴۰۵

زمان Imparfait در زبان فرانسه - گذشته استمراری و توصیفی

زمان Imparfait یکی از مهم‌ترین زمان‌های گذشته در زبان فرانسه است. از این زمان برای توصیف شرایط گذشته، بیان عادت‌ها، حالت‌های روحی و جسمی، کارهای در حال انجام و اتفاقات پس‌زمینه استفاده می‌کنیم.

Imparfait معمولا عملی را نشان می‌دهد که در گذشته:

  • ادامه داشته است؛

  • به‌صورت عادت تکرار می‌شده است؛

  • زمان شروع یا پایان دقیق آن مهم نیست؛

  • برای توصیف فضای یک داستان استفاده می‌شود.

در زبان فارسی، Imparfait بسته به جمله می‌تواند به شکل‌های «می‌رفتم»، «داشتم می‌رفتم»، «بودم»، «می‌خواستم» یا «عادت داشتم» ترجمه شود.

ساخت زمان Imparfait

فرمول اصلی

برای ساخت Imparfait، فعل را در زمان حال با ضمیر nous صرف می‌کنیم، سپس پسوند -ons را حذف کرده و شناسه‌های Imparfait را به ریشه باقی‌مانده اضافه می‌کنیم.

فرمول:

ریشه فعل nous در زمان حال بدون -ons + شناسه‌های Imparfait

شناسه‌های Imparfait

je ➔ -ais (/ɛ/)

tu ➔ -ais (/ɛ/)

il / elle / on ➔ -ait (/ɛ/)

nous ➔ -ions (/jɔ̃/)

vous ➔ -iez (/je/)

ils / elles ➔ -aient (/ɛ/)

تلفظ شناسه‌های -ais، -ait و -aient معمولاً یکسان و شبیه صدای «اِ» در زبان فرانسه است.

مثال:

فعل parler به معنی صحبت کردن:

در زمان حال:

Nous parlons

با حذف -ons، ریشه فعل به دست می‌آید:

parl-

حالا شناسه‌های Imparfait را اضافه می‌کنیم:

je ➔ je parlais

tu ➔ tu parlais

il / elle / on ➔ il parlait

nous ➔ nous parlions

vous ➔ vous parliez

ils / elles ➔ ils parlaient 

مثال در جمله:

Je parlais avec mon professeur

من با استادم صحبت می‌کردم.

تنها استثنای مهم: فعل être

فعل être از قاعده ساخت با شکل nous پیروی نمی‌کند؛ زیرا شکل آن در زمان حال nous sommes است و به -ons ختم نمی‌شود. پس چه کار کنیم؟

ریشه être در Imparfait برابر است با:

ét-

صرف فعل être در Imparfait:

je ➔ j’étais (/ʒe.tɛ/)

tu ➔ tu étais (/ty e.tɛ/)

il / elle / on ➔ il était (/il e.tɛ/)، elle était (/ɛl e.tɛ/)، on était (/ɔ̃.n‿e.tɛ/)

nous ➔ nous étions (/nu.z‿e.tjɔ̃/)

vous ➔ vous étiez (/vu.z‿e.tje/)

ils / elles ➔ ils étaient (/il.z‿e.tɛ/)، elles étaient (/ɛl.z‿e.tɛ/) 

مثال در جمله:

J’étais très fatigué hier soir

Quand nous étions enfants, nous habitions à Paris

دیشب خیلی خسته بودم.

وقتی بچه بودیم، در پاریس زندگی می‌کردیم.

برخی افعال پرکاربرد در Imparfait

در ادامه، صرف چند فعل پرکاربرد در زمان Imparfait با ضمیر je و معنی فارسی آن‌ها را می‌بینید.

être ➔ j’étais ➔ بودم

avoir ➔ j’avais ➔ داشتم

aller ➔ j’allais ➔ می‌رفتم

faire ➔ je faisais ➔ انجام می‌دادم

venir ➔ je venais ➔ می‌آمدم

prendre ➔ je prenais ➔ می‌گرفتم

pouvoir ➔ je pouvais ➔ می‌توانستم

vouloir ➔ je voulais ➔ می‌خواستم

devoir ➔ je devais ➔ باید انجام می‌دادم

savoir ➔ je savais ➔ می‌دانستم

connaître ➔ je connaissais ➔ می‌شناختم

croire ➔ je croyais ➔ باور داشتم

penser ➔ je pensais ➔ فکر می‌کردم

dire ➔ je disais ➔ می‌گفتم

lire ➔ je lisais ➔ می‌خواندم

écrire ➔ j’écrivais ➔ می‌نوشتم

dormir ➔ je dormais ➔ می‌خوابیدم

sortir ➔ je sortais ➔ بیرون می‌رفتم 

کاربردهای اصلی Imparfait

کاربرد اول: توصیف در گذشته

از Imparfait برای توصیف افراد، مکان‌ها، اشیا، آب‌وهوا و فضای کلی یک اتفاق در گذشته استفاده می‌کنیم. در این مثال‌ها هدف بیان یک اتفاق مشخص نیست؛ بلکه شرایط گذشته توصیف می‌شود:

Il faisait beau et le ciel était bleu.
La maison était grande et avait un beau jardin.
Elle était jeune, élégante et très gentille.

هوا خوب بود و آسمان آبی بود.
خانه بزرگ بود و باغ زیبایی داشت.
او جوان، شیک و بسیار مهربان بود.

کاربرد دوم: عادت و تکرار در گذشته

برای بیان کارهایی که در گذشته به‌طور منظم یا مکرر انجام می‌شدند، از Imparfait استفاده می‌کنیم. در انگلیسی، این کاربرد گاهی با used to یا would بیان می‌شود.

Tous les jours, je lisais un livre.
Quand j’étais enfant, je jouais dans le jardin.
Le dimanche, nous déjeunions chez mes grands-parents.
Avant, elle prenait toujours le bus.

هر روز یک کتاب می‌خواندم.
وقتی بچه بودم، در باغ بازی می‌کردم.
یکشنبه‌ها در خانه پدربزرگ و مادربزرگم ناهار می‌خوردیم.
قبلاً او همیشه سوار اتوبوس می‌شد.

کاربرد سوم: حالت‌های روحی، جسمی و ذهنی

Imparfait برای بیان احساسات، افکار، خواسته‌ها و وضعیت جسمانی در گذشته بسیار رایج است.افعالی مانند موارد زیر اغلب برای بیان حالت در Imparfait استفاده می‌شوند:

être, avoir, aimer, vouloir, pouvoir, devoir, savoir, connaître, croire, penser, espérer, sembler

مثال:

J’avais faim.
Elle était malade.
Nous étions contents.
Je pensais à mon avenir.
Il voulait partir.
Tu savais déjà la vérité.

گرسنه بودم.
او بیمار بود.
ما خوشحال بودیم.
به آینده‌ام فکر می‌کردم.
او می‌خواست برود.
تو از قبل حقیقت را می‌دانستی.

کاربرد چهارم: عمل در حال انجام در گذشته

برای بیان کاری که در لحظه‌ای از گذشته در حال انجام بوده است، از Imparfait استفاده می‌کنیم. در انگلیسی، این کاربرد اغلب با ساختار was/were + verb-ing بیان می‌شود.

À huit heures, je travaillais encore.
Hier soir, nous regardions un film.
Elle dormait à ce moment-là.

ساعت هشت هنوز داشتم کار می‌کردم.
دیشب داشتیم فیلم تماشا می‌کردیم.
او در آن لحظه خواب بود.

کاربرد پنجم: عمل پس‌زمینه و اتفاق ناگهانی

وقتی یک عمل در گذشته در حال انجام بوده و اتفاق دیگری آن را قطع کرده است، معمولاً:

  • عمل در حال انجام یا پس‌زمینه با Imparfait

  • اتفاق کوتاه و کامل با Passé Composé

بیان می‌شود. در این ساختار، Imparfait فضای اتفاق را مشخص می‌کند و Passé Composé حادثه اصلی را بیان می‌کند.

Je dormais quand le téléphone a sonné.
Nous dînions quand Paul est arrivé.
Elle conduisait quand elle a vu l’accident.

خواب بودم که تلفن زنگ زد.
داشتیم شام می‌خوردیم که پل رسید.
او در حال رانندگی بود که تصادف را دید.

کاربرد ششم: بیان هم‌زمانی دو عمل

وقتی دو کار هم‌زمان در گذشته ادامه داشته‌اند، معمولاً هر دو با Imparfait بیان می‌شوند.

Pendant qu’il étudiait, je regardais la télévision.
Elle préparait le dîner pendant que les enfants jouaient.
Tandis que je travaillais, mon frère écoutait de la musique.

درحالی‌که او درس می‌خواند، من تلویزیون تماشا می‌کردم.
او شام آماده می‌کرد، درحالی‌که بچه‌ها بازی می‌کردند.
درحالی‌که من کار می‌کردم، برادرم موسیقی گوش می‌داد.

کاربرد هفتم: بیان سن، ساعت و آب‌وهوا در گذشته

برای بیان سن، ساعت و شرایط آب‌وهوا در گذشته معمولاً از Imparfait استفاده می‌کنیم.

J’avais dix ans.
Quand elle avait vingt ans, elle vivait à Lyon.
Il était huit heures du matin.
Il était tard quand nous sommes rentrés.
Il faisait froid.
Il pleuvait beaucoup.
Il y avait du vent.

ده ساله بودم.
وقتی بیست ساله بود، در لیون زندگی می‌کرد.
ساعت هشت صبح بود.
وقتی به خانه برگشتیم، دیر وقت بود.
هوا سرد بود.
باران زیادی می‌بارید.
هوا باد داشت.

کاربرد هشتم: موقعیت و شرایط گذشته

برای توضیح اینکه افراد یا اشیا در گذشته کجا بودند یا چه شرایطی وجود داشت، از Imparfait استفاده می‌کنیم.

Il y avait beaucoup de monde dans la rue.
La voiture était devant la maison.
Nous habitions près de l’université.

افراد زیادی در خیابان بودند.
ماشین جلوی خانه بود.
ما نزدیک دانشگاه زندگی می‌کردیم.

کاربرد نهم: درخواست مودبانه

در زبان فرانسه، Imparfait گاهی برای مؤدب‌تر و غیرمستقیم‌تر کردن درخواست، سؤال یا بیان قصد استفاده می‌شود. در این جمله‌ها، گوینده الزاماً درباره یک خواسته قدیمی صحبت نمی‌کند؛ بلکه از Imparfait برای محترمانه‌تر شدن جمله استفاده می‌کند.

Je voulais vous poser une question.
Je venais pour prendre un rendez-vous.
Je voulais savoir si vous étiez disponible.

می‌خواستم از شما یک سوال بپرسم.
برای گرفتن وقت آمده بودم.
می‌خواستم بدانم آیا وقت دارید.

کاربرد دهم: بیان فرض با si

برای بیان یک موقعیت فرضی یا غیرواقعی در زمان حال و آینده، از ساختار زیر استفاده می‌کنیم:

Si j’avais le temps, je voyagerais davantage.
Si nous habitions à Paris, nous visiterions souvent les musées.
Si tu étudiais davantage, tu réussirais facilement.

اگر وقت داشتم، بیشتر سفر می‌کردم.
اگر در پاریس زندگی می‌کردیم، اغلب از موزه‌ها بازدید می‌کردیم.
اگر بیشتر درس می‌خواندی، به‌راحتی موفق می‌شدی.

نکته مهم:

بعد از si در این نوع جمله، از Conditionnel استفاده نمی‌کنیم.

نادرست:

Si j’aurais le temps...

درست:

Si j’avais le temps...

کاربرد یازدهم: بیان آرزو یا حسرت

Imparfait می‌تواند بعد از عبارت‌هایی مانند si seulement برای بیان آرزو یا حسرت استفاده شود.

Si seulement j’avais plus de temps !
Si seulement il était ici !

کاش وقت بیشتری داشتم!
کاش او اینجا بود!

کاربرد دوازدهم: نقل‌قول غیرمستقیم در گذشته

وقتی فعل اصلی جمله در گذشته باشد، زمان حال در نقل‌قول مستقیم ممکن است در نقل‌قول غیرمستقیم به Imparfait تبدیل شود.

Il a dit : « Je suis malade. »
Il a dit qu’il était malade.
Elle a expliqué qu’elle travaillait à Paris.

او گفت: «بیمار هستم.»
او گفت که بیمار بود.
او توضیح داد که در پاریس کار می‌کرد.

تفاوت Imparfait و Passé Composé

یکی از مهم‌ترین مباحث زبان فرانسه، تشخیص تفاوت میان Imparfait و Passé Composé است.

Imparfait

Imparfait معمولا برای موارد زیر استفاده می‌شود:

  • توصیف شرایط گذشته؛

  • عادت و تکرار؛

  • احساسات و وضعیت‌ها؛

  • عمل در حال انجام؛

  • عمل پس‌زمینه؛

  • اتفاقی که شروع و پایان آن مشخص یا مهم نیست.

Passé Composé

Passé Composé معمولاً برای موارد زیر استفاده می‌شود:

  • یک اتفاق کامل‌شده؛

  • یک عمل مشخص و محدود؛

  • اتفاق اصلی داستان؛

  • عملی که یک بار یا تعداد مشخصی انجام شده است؛

  • آغاز یا پایان یک وضعیت.

Imparfait: توصیف، عادت، عمل ادامه‌دار، پس‌زمینه، زمان نامشخص، وضعیت

Passé Composé: اتفاق اصلی، عمل یک‌باره، عمل کامل‌شده، حادثه، زمان یا مدت مشخص، تغییر وضعیت

مقایسه با مثال:

عادت در برابر اتفاق یک‌باره

Je prenais le bus tous les jours.

هر روز اتوبوس سوار می‌شدم.

Hier, j’ai pris le bus.

دیروز سوار اتوبوس شدم.

عمل در حال انجام در برابر عمل کامل

Je lisais un livre.

داشتم کتاب می‌خواندم.

J’ai lu ce livre en deux jours.

این کتاب را در دو روز خواندم.

وضعیت در برابر تغییر وضعیت

Elle était malade.

او بیمار بود.

Elle est tombée malade.

او بیمار شد.

آب‌وهوا در برابر اتفاق مشخص

Il pleuvait.

باران می‌بارید.

Il a plu toute la nuit.

تمام شب باران بارید.

Il faisait nuit. Il pleuvait et les rues étaient désertes. Marie marchait rapidement quand elle a entendu un bruit étrange. Elle s’est retournée, mais elle n’a vu personne.

هوا تاریک بود. باران می‌بارید و خیابان‌ها خلوت بودند. ماری با سرعت راه می‌رفت که صدای عجیبی شنید. برگشت، اما کسی را ندید.

فعل‌هایی که با تغییر زمان، معنای متفاوتی پیدا می‌کنند

بعضی فعل‌ها در Imparfait یک حالت ادامه‌دار را بیان می‌کنند، اما در Passé Composé به وقوع یا تغییر یک حالت اشاره دارند.

savoir

Je savais la réponse.

پاسخ را می‌دانستم.

J’ai su la vérité hier.

دیروز حقیقت را فهمیدم.

connaître

Je connaissais Paul.

پل را می‌شناختم.

J’ai connu Paul à l’université.

در دانشگاه با پل آشنا شدم.

pouvoir

Je pouvais venir.

می‌توانستم بیایم.

J’ai pu terminer le travail.

توانستم کار را تمام کنم.

در جمله دوم، منظور این است که شخص موفق شده کار را انجام دهد.

vouloir

Je voulais partir.

می‌خواستم بروم.

J’ai voulu lui parler.

خواستم یا تلاش کردم با او صحبت کنم.

devoir

Je devais travailler.

باید کار می‌کردم یا قرار بود کار کنم.

J’ai dû travailler.

مجبور شدم کار کنم.

ne pas vouloir

Je ne voulais pas sortir.

تمایلی نداشتم بیرون بروم.

Je n’ai pas voulu sortir.

نخواستم بیرون بروم یا از بیرون رفتن امتناع کردم.

کلمات کلیدی Imparfait

بعضی عبارت‌ها اغلب همراه Imparfait دیده می‌شوند، به‌خصوص زمانی که جمله درباره عادت، تکرار یا شرایط گذشته باشد.

نشانه‌های تکرار و عادت

  • toujours: همیشه

  • souvent: اغلب

  • parfois: گاهی

  • généralement: معمولاً

  • normalement: معمولاً

  • habituellement: معمولاً

  • d’habitude: معمولاً

  • régulièrement: به‌طور منظم

  • rarement: به‌ندرت

  • tout le temps: تمام مدت

  • de temps en temps: گاهی اوقات

عبارت‌های زمانی تکرارشونده

  • tous les jours: هر روز

  • chaque jour: هر روز

  • chaque semaine: هر هفته

  • chaque mois: هر ماه

  • chaque année: هر سال

  • tous les week-ends: هر آخر هفته

  • le lundi: دوشنبه‌ها

  • le soir: عصرها

  • en été: در تابستان‌ها

عبارت‌های مربوط به گذشته

  • autrefois: در گذشته

  • avant: قبلاً

  • à l’époque: در آن زمان

  • dans le passé: در گذشته

  • quand j’étais petit: وقتی کوچک بودم

  • quand j’étais enfant: وقتی بچه بودم

عبارت‌های هم‌زمانی

  • pendant que: درحالی‌که

  • tandis que: درحالی‌که

  • alors que: درحالی‌که

  • au moment où: در لحظه‌ای که

نکته مهم:

وجود این کلمات همیشه به معنای استفاده قطعی از Imparfait نیست. برای انتخاب زمان باید مفهوم جمله را بررسی کنیم.

مثلاً:

Tous les jours, je marchais une heure.

هر روز یک ساعت پیاده‌روی می‌کردم.

اما:

J’ai travaillé tous les jours la semaine dernière.

هفته گذشته هر روز کار کردم.

در جمله دوم، عبارت «هفته گذشته» یک دوره تمام‌شده و مشخص را بیان می‌کند؛ بنابراین Passé Composé مناسب است.

نکات املایی مهم در ساخت Imparfait

افعال با پایان -ger
برای حفظ صدای «ژ»، حرف e قبل از شناسه‌هایی که با a شروع می‌شوند باقی می‌ماند:

je mangeais، tu mangeais، il mangeait، ils mangeaient

اما:

nous mangions، vous mangiez

افعال با پایان -cer
برای حفظ صدای «س»، حرف c قبل از a به ç تبدیل می‌شود:

je commençais، tu commençais، il commençait، ils commençaient

اما:

nous commencions، vous commenciez

افعال با پایان -ier
در صرف nous و vous دو حرف i کنار هم قرار می‌گیرند:

nous étudiions، vous étudiiez

این حالت کاملاً صحیح است.

افعال غیر شخصی در Imparfait

برخی افعال فقط یا بیشتر با ضمیر il استفاده می‌شوند.

falloir

Il fallait partir tôt.

لازم بود زود برویم.

pleuvoir

Il pleuvait beaucoup.

باران زیادی می‌بارید.

y avoir

Il y avait un problème.

مشکلی وجود داشت.

Il y avait beaucoup de monde.

افراد زیادی آنجا بودند.


دیدگاه‌ها

دیدگاه خود را بنویسید